سمپوزیوم خشت خام

سلام. خوبید؟ حالم از پایبند بودن بهم می‌خوره. حتا از پایبند بودن به بهترین چیز دنیا. چی‌کار کنم نمی‌تونم نفس بکشم.

امیدوارم سمپوزیوم خشت خام برگزیده شم و توی یزد یکمی گل‌بازی کنم. امیدوارم بتونم از باتلاق نجات پیدا کنم.

دیدین همه جا خبر این پر شده که شفیعی کدکنی رو بدون کارت شناسایی تو دانشگاه تهران راه ندادن؟ فقط می‌خواستم بگم اینکه چیزی نیست منم راه نمی‌دن بدون کارت دانشجوییم. حتا اگه سلام و خسته نباشیدم بگم بهشون. حتا منو.

فکرشو بکن. شیش سال.

Advertisements

خشونت

امروز متوجه شدم خشونت فقط به معنی رفتارهای خشن نیست. نه اینکه قبلا ندونم ها نه. امروز با تمام وجود متوجهش شدم و متاسفانه باید بگم شهر پر از خشونته. نه فقط شهرها، همه جا. همه دنیا. هرچند من همه جای دنیا نیستم. از جاهای دیگه شما برام بگید. ژاپن هم اینطوریه؟ آلمان چی؟ برام از فرانسه بگید.

جنگ

من فقط میخواستم بگویم دلم درد میکنم. دلدردی که مسببش خبر دادن از پریودیست که در راه است. اخ اخ و اه اه نکنید. چیزی نشده که. همیشه همین است تا چشم بهم بزنی باز هم همین است، دردها میپیچند و میپیچند و میپیچند و یکهو، وقتی که تازه داری عادت میکنی به فقط درد، سرخ‌پوست‌‌ها حمله میکنند.

وقت

وقت دارم برای اینکه لاغر و خوش هیکل بشم جوشهای صورتم خوب بشه جواب کنکور بیاد و بعد از کنسرتِ الف دوباره همه خوشبختیای دنیارو باهم تجربه کنیم.

سوزن گلدوزی

احساس میکنم همه جذابیت هام رو از دست دادم. یا حداقل همه داشته هامو. احساس میکنم که دیگه تهران هیچ جایی برای من نداره. حتا اگه من یه سوزنم و تهران یه اقیانوس. ای کاش راستی راستی یه سوزن بودم که هر صبح کمک یه خانوم میکردم تا گل های قشنگ بدوزه رو پارچه هاش. ای کاش من یه سوزن بودم.