جنگ

من فقط میخواستم بگویم دلم درد میکنم. دلدردی که مسببش خبر دادن از پریودیست که در راه است. اخ اخ و اه اه نکنید. چیزی نشده که. همیشه همین است تا چشم بهم بزنی باز هم همین است، دردها میپیچند و میپیچند و میپیچند و یکهو، وقتی که تازه داری عادت میکنی به فقط درد، سرخ‌پوست‌‌ها حمله میکنند.

Advertisements

وقت

وقت دارم برای اینکه لاغر و خوش هیکل بشم جوشهای صورتم خوب بشه جواب کنکور بیاد و بعد از کنسرتِ الف دوباره همه خوشبختیای دنیارو باهم تجربه کنیم.

سوزن گلدوزی

احساس میکنم همه جذابیت هام رو از دست دادم. یا حداقل همه داشته هامو. احساس میکنم که دیگه تهران هیچ جایی برای من نداره. حتا اگه من یه سوزنم و تهران یه اقیانوس. ای کاش راستی راستی یه سوزن بودم که هر صبح کمک یه خانوم میکردم تا گل های قشنگ بدوزه رو پارچه هاش. ای کاش من یه سوزن بودم.

بشکه ی اشک

من همیشه از بچگیم به این فکر میکردم که اگه یه کاسه، تشت یا بشکه برای هرکسی بیارن و هرچقد ‌که تاحالا تو همه روزا و شبای زندگیش گریه کرده رو نشون بدن توش، کی برنده میشه جز من؟💦💦💦

اسم سرخ پوستی من اشک دم مشکه

انقد نمیدونم دارم چی کار میکنم که یاد هرچیزی میفتم اشکام داره سرازیر میشه. اشکام داره سرازیر میشه حتا اگه این جمله بندی درست نباشه. دارم کلاس تصویرسازی میرم و میخوام عرصه رو برای باقی این کاره ها تنگ کنم. در حالی که حدود دو هفته دیگه پایان نامه دارم و کارم واقعا عقبه. این در حالیه که کنکور عملی قبل از پایان نامه ست. کی منو درک میکنه؟ برا هرکی بگم اصلا گوش هم نمیکنه. چرا گوش کنه؟ من خودم از صبح تا شب باهام حرف میزنن گوشم نمیکنم. درضمن برای اینکه به فین فین‌ نیفتم همه شب تا صبحها بدون‌کولر میخوابم.